ناگفته های اززندگی یک رادمرد آگاه، متین، شجاع ، جسور و آزادیخواه وطن که تاهنوزنخوانده اید:
فرقه مشرفتح محمد خان میرزاد درخانواده ای به دنیا آمدکه پدرکلانش بنام میر محمدحیدر بیگ یکی از سنگرها ی استوار و محکمی مبارزه بودکه مقاومت سترگی رادرمقابل لشکر کشی عبدالرحمن دربهسود رهبری کرد بعد از شکست هزارستان میر محمد حیدربیگ دردامنه کوه علی آباد کابل درزمان عبدالرحمن به توپ پرانده شد. دراین جنگ نابرابر 53 نفرازخانوده ای میر حیدربیگ قربانی شدند. ازمیرحیدربیگ یک پسر ویک دختر باقی ماند. پسرش میرغلام حسن بیگ پدرفرقه مشر فتح محمدخان بود. میرفتح محمد خان در سال 1282 خورشیدی درقریه « منگسک » از توابع حصه دوم بهسود چشم به جهان گشود. او ازهمان طفلی ونو جوانی انسان با هوش، اهل مطالعه و بافراست بود. او بر زبان عربی مسلط گردید واشتباهات دانشمندان را در مورد استفاده از واژه ها ی عربی درکتابچه ای خود یادداشت میکرد، درنظرداشت که صورت استعمال و معنای کلمات عربی را به شکل یک قاموس به فارسی برگرداند. او خط بسیار زیبا داشت ، امیر امان الله خان به دلیل همین هوش سرشار ، میر فتح محد خان را علاقه دارمناطق « جرغی – برجگی » تعیین کرد.
تاریخ 15 جوزا سال 1308 خورشیدی مطابق به 5 جون 1929 میلادی، هیئتی از سوی امیر حبیب الله کلکانی برای گرفتن بیعت هزاره ها، دربهسود فرستاده شدند. دراین زمان سردار محمد امین خان برادر شاه امان الله و مشاور خاص او خواجه هدایت الله خان، مهمان و درکنف حمایت میرفتح محمد خان قرارداشتند. میرفتح محمد خان از بیعت با حبیب الله کلکانی اجتناب ورزید و به فرستادگان امیرحبیب الله اعتنایی نکرد. چون او نه تنها حرمت مهمانان اش را پاس می داشت ، بلکه یکی ازطرفدران جدی امان الله خان نیزبود وپیوسته درمشورت با برادار شاه امان الله و مشاور خاص اش خواجه هدایت الله عمل میکرد. کاتب هزاره می نویسد که : درفاصله ای دوماه دوبار حبیب الله کلکانی هیئات برای بیعت نزدمیرفتح محمد خان جوان ولی با نفوذدربهسود وهزارستان ، فرستاد ، اما دراین دونوبت ، او ازپذیرفتن بیعت به حبیب الله کلکانی استنکاف ورزید. او میدانست که به زودی حبیب الله کلکانی برای انتقام گیری لشکر کشی میکند. درهمین سال ( 1308 خورشیدی ) میرفتح محمد خان درمقابل لشکرحبیب الله کلکانی کوتل اونی، سرچشمه وجلریز راسنگر بندی کرد. دهان تیزک را سعید احمد شاه نور وبرادرانش محکم کردند. درنتیجه ای این سنگر بندی ها، لشکر حبیب الله کلکانی نتوانست که داخل هزارستان شوند. بدین شکل میرفتح محمد خان ، سعیداحمدشاه نور وغلام نبی خان چپه شاخ به عنوان رهبران آنوقت هزارستان، دست ردبه بیعت حبیب الله کلکانی زدند.
زمانیکه نادر خان به قدرت رسید، برای بیعت گرفتن ازهزاره ها یک مجلس بسیار بزرگی متشکل ازنمایندگان کل هزاره ها ترتیب داد و دراین مجلس بود که نادر خان با اشراف به حمایت هزاره ها ازشاه امان الله ، خطاب به رهبران هزاره گفت که :
– او برای یک دوره موقت درقدرت میماند، بعدازآرامش اوضاع وخوابیدن غایله ها ، دوباره شاه امان الله را برمیگرداند و تاج وتخت را به او میسپارد. فرقه مشرفتح محمدخان وسایرنمایندگان هزاره ، ماهیت این ترفند نادر خان را درک نتوانستند. چون ارادت خاصی به شاه امان الله داشتند ومنتظر برگشت اوبودند، اکنون که نادرخان این مژده را به آنها داده بود ، هزاره ها با طیب خاطر وخوشحالی ، اعلام بیعت کردند. نادرخان بلافاصله با ترفندی دیگری گفت که : بعد ازاین نام دیگر هزاره « غیرت زی » می باشد. درهمین مجلس بزرگ درحضورنمایندگان هزاره ها، نادر خان به میرفتح محمد خان پیشنهاد کردکه اورا لقب « نایب سالاری » میدهد. اما میرفتح محمد خان گفت که : من هنوز بسیار جوان استم ، شما این لقب را به سعید احمدخان که بزرگ ما است تفویض کنید. درهمین مجلس سعید احمد خان به مقام نایب سالاری رسید، سه نفر دیگر : میرفتح محمد خان ، غلام نبی خان چپه شاخ و غلام نبی خان گلک دره صوف ، به مقام اعزازی « فرقه مشری » رسیدند. همچنان اشخاص دیگری از رزمندگان هزاره به مقام های مختلف نظامی موردنوازش قرار گرفتند. درهمین مجلس نادرخان اعلام کرد که به پاس مقاومت و رشادت فرقه مشر فتح محمد خان من اورا درکنار فرزندان خانواده ام به تعلیمات نظامی می فرستم ، تا یک « فرقه مشر » واقعی بارآید. پس ازآن فرقه مشر فتح محمد خان همراه با ظاهرخان پسر نادرخان، داوو خان پسر کاکا واسدالله خان خواهر زاده نادر خان به تعلیم گاه نظامی جلال آبادفرستاده شدند ومدت 9 ماه اینها درکنار هم دریک صنف به فراگیری امور تعلیمات نظامی پرداختند. ازآن پس فرقه مشر فتح محمد خان مدت 4 سال بحیث فرقه مشر ایفای وظیفه کردو درآخرین دوره اورا بحیث فرقه مشردرهرات مقرر کردند. اما او به به هرات نرفته بودکه نادر خان کشته شد. در اینجا باید بگوییم که فرقه مشر فتح محمد خان در« انجمن سری چنداول » عضویت داشت که عبدالخالق قهرمان نیز عضو همین انجمن بود .این انجمن سری فعالیتهای بسیار جدی را در راستای اهداف جنبش مشروطه خواهی انجام میداد، که طیف های مختلف اجتماعی را در مبارزه با استبدادتشویق وتشجیع میکرد. فعالیت های این انجمن سبب گردیدکه عبدالخالق هزاره با الهام ازآن ، اندیشه نابودی نادرخان رادرسر بپروراند. دوبارموفق نشد، دور سوم، درداخل ارگ با تفنگچه خودنادرخان رااز پا دراورد. خلاصه پس ازکشته شدن نادرغدار، به سراغ فرقه مشر فتح محمد خان رفتند و سه اتهام را بر او وارد کردند :
1- ارتباط با عبدالخالق هزاره، قاتل نادرخان
2- طرفداری ازامان الله خان ورابط با مشاور خاص او خواجه هدایت الله خان
3- تبلیغات گسترده علیه انگلیس به عنوان ابقاء کننده ای نادرخان وزمینه ساز سقوط امان الله خان
علی تقوایی (حسین ورسی)
ادامه دارد….


