سموچ های مرموز بهسود؛ راز های در دل زمین که هنوز خوانده نشدهاند
بهسود سرزمینی است که اگر در کوه ها، درهها و دامنههای آن با دقت وحس کنجکاوی قدم بزنیم، نشانههایی از گذشتهای را میبینیم که هنوز بسیاری از صفحات آن برای ما ناشناخته است. در کنار خانه های ویران، تهداب های قدیمی و بقایای سکونتگاه هایی که از نسلهای گذشته بر جا مانده، مغارهها، صوفها و سموچهایی وجود دارند که هرکدام میتوانند بخشی از داستان زندگی انسان های قدیم در این سرزمین را در خود پنهان کرده باشند.
در بخشهایی از بهسود، از جمله کجاب، منطقه تیزک، کوه بیرون و برخی نقاط دیگر، مغارههایی دیده میشوند که از نظر موقعیت و ساختار، احتمال حتمی استفاده انسان ها در دورههایی از گذشته را مطرح میکنند. با این حال، درباره زمان ایجاد، منشأ و کارکرد دقیق آن ها هنوز اطلاعات علمی کافی در دست نیست. بنابراین نمیتوان صرفاً بر اساس ظاهر یک مغاره، آن را متعلق به یک دوره تاریخی مشخص دانست یا با قطعیت گفت که چه کسانی در این مغاره ها ودرچه زمانی زندگی کردهاند.
با وجود این، حضور چنین فضاهایی در سرزمینی مانند بهسود قابل تأمل است؛ بهخصوص که این منطقه در مجاورت بامیان قرار دارد؛ سرزمینی که بهسبب مجموعه گسترده مغارهها و آثار باستانی خود شهرت جهانی ومنطقه دارد. اما میان وضعیت بامیان و بهسود تفاوتی قابل مشاهده وجود دارد. در حالی که مغارههای بامیان در بسیاری از نقاط بهصورت گسترده و شناختهشده دیده میشوند، مغارههای بهسود پراکندهترند و بیشتر در نقاط مشخصی قرار دارند.
در مقابل، آنچه در بسیاری از مناطق بهسود بیشتر به چشم میخورد، آثار سکونتگاههای قدیمی است؛ خانههایی که اکنون ویران شدهاند و از آنها گاهی تنها تهداب، پی، بخشهایی از دیوار یا بقایای معماری باقی مانده است. این آثار نشان میدهند که بخشهایی از این سرزمین در دورههای مختلف محل زندگی انسان بوده، هرچند تاریخ و جزئیات بسیاری از این سکونتگاهها هنوز نیازمند بررسی تخصصی ومسلکی است.
اما در میان همه این نشانهها، پدیدهای وجود دارد که شاید کمتر مورد توجه قرار گرفته باشد: صوفها و سموچهای فراوان بهسود.
در بسیاری از روستاها و مناطق بهسود میتوان نمونههایی از این فضاها را مشاهده کرد. برخی در دل کوه و صخره قرار دارند، برخی در نزدیکی محلهای سکونت قدیمی دیده میشوند و برخی دیگر در نقاطی قرار گرفتهاند که امروزه نشانه آشکاری از زندگی انسانی در اطراف آن ها دیده نمیشود.
همین پراکندگی، تنوع و تفاوت ساختاری، پرسش مهمی را مطرح میکند: سموچهای بهسود دقیقاً چه کاربردی داشتهاند؟
پاسخ این پرسش، برخلاف تصور نخست، چندان ساده نیست.
در میان مردم محلی درباره کارکرد برخی سموچ ها روایتها و برداشت های گوناگونی وجود دارد. بعضی از آنها به عنوان راه ارتباطی میان دو نقطه شناخته شدهاند و درباره برخی دیگر احتمال استفاده در هنگام جنگ، ناامنی یا شرایط اضطراری مطرح شده است. در بعضی مناطق نیز سموچهایی در ارتباط با چاه یا منابع آب قرار دارند و همین موضوع این احتمال را به وجود آورده که دسترسی به آب در شرایط خاص، یکی از دلایل ایجاد یا استفاده از برخی از این فضاها بوده باشد.
اما این برداشتها، هرچند ارزشمند و قابل توجهاند، هنوز جای پژوهش علمی را نمیگیرند.
زیرا همه سموچ ها یکسان نیستند. تفاوت در طول، عمق، دهانه، مسیر، محل قرارگیری و ارتباط آن ها با محیط اطراف، نشان می دهد که نمیتوان همه را با یک توضیح واحد تعریف کرد. ممکن است بعضی از آنها ساخت انسانی داشته باشند، برخی از فضاهای طبیعی توسعه داده شده باشند و برخی نیز اساساً ساختارهایی طبیعی باشند که بعدها انسان از آنها استفاده کرده است.
از همینجا اهمیت یک بررسی دقیق آغاز میشود.
اگر سموچی در کنار یک سکونت گاه قدیمی قرار داشته باشد، میتوان رابطه احتمالی آن را با زندگی ساکنان آن منطقه بررسی کرد. اگر در کنار مسیرهای قدیمی یا منابع آب قرار گرفته باشد، این موقعیت نیز میتواند سرنخی برای شناخت کاربرد آن باشد. و اگر سموچی در منطقهای دور از هرگونه نشانه آشکار سکونت قرار گرفته باشد، پرسشهای تازهای درباره زمان و دلیل ایجاد یا استفاده از آن به وجود میآورد.
در واقع، موقعیت یک سموچ به اندازه خودِ سموچ اهمیت دارد.
از سوی دیگر، بخشی از راز این فضا ها در فرهنگ شفاهی مردم باقی مانده است. در بعضی مناطق بهسود، روایتهایی درباره سموچهای خاص وجود دارد؛ مکانهایی که گفته میشود درونشان تاریک، ترسناک یا خطرناک بوده و مردم از ورود به آنها خودداری میکردهاند. حتی در برخی روایتها از صداهای ناشناخته، گاز یا فضای وحشت آور سخن گفته میشود و گفته شده است که بعضی از این سموچها بعدها با سنگ و خاک مسدود شدهاند. ……
ادامه مطلب را در کمنت اول بخوانید……
پ ن: عکس بر گرفته از گوگل است.


