تبلیغات
26 اسد 1405 15:58:50

نوشتار از: دکتر غلام حیدر علامه استاد دانشگاه

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

زبان مردم یکاولنگ؛ نگاهی به پژوهش و. آ. اِفیموف درباره زبان/گویش هزاره‌های یکاولنگی

مقدمه

یکاولنگ، در بخش غربی ولایت بامیان، یکی از مناطقی است که گویش مردم آن در تاریخ مطالعات زبان‌شناختی هزارگی جایگاه ویژه‌ای دارد. یکی از مهم‌ترین پژوهش‌هایی که به‌طور مشخص زبان مردم این منطقه را ثبت و تحلیل کرده، اثر زبان‌شناس روس، والنتین الکساندروویچ اِفیموف V. A. Efimov با عنوان روسیYazyk afganskikh khazara: Yakavlangskiy dialekt است که در سال ۱۹۶۵ در مسکو منتشر شد. منابع دانشگاهی این اثر را یکی از پژوهش‌های بنیادی درباره گونه یکاولنگی هزارگی معرفی می‌کنند.
خلاصه این اثر بدون هیچ پیشداوری خاصی برای اطلاع شما در این‌جا همگانی می‌شود. هرچه دامنه تحقیق زیادتر می‌‌شود، به هدفم نزدیک‌تر می‌شوم و تردیدها احتمالی هم کم و کم‌تر می‌گردد.
اهمیت این اثر در آن است که اِفیموف در دوره‌ای به سراغ زبان مردم یکاولنگ رفت که این گونه زبانی هنوز به‌صورت گسترده و نظام‌مند در مطالعات زبان‌شناسی ثبت نشده بود. بر اساس اطلاعات کتاب‌شناختی موجود، او در فاصله سال‌های ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۳ در افغانستان حضور داشت و در کنار فعالیت اصلی خود، به گردآوری مواد زبانی از هزاره‌ها پرداخت. این مواد بعدها پایه پژوهش دانشگاهی و کتاب او درباره گویش یکاولنگی شد.

  1. اِفیموف و اهمیت پژوهش او

عنوان اصلی اثر اِفیموف را می‌توان چنین ترجمه کرد:

این عنوان از یک جهت بسیار مهم است: اِفیموف مطالعه خود را صرفاً به چند واژه یا اصطلاح محلی محدود نکرد، بلکه به بررسی نظام آوایی و دستوری این گونه زبانی پرداخت. پژوهش‌های بعدی نیز اثر او را به‌عنوان یک مطالعه فونتیکی ـ دستوری درباره گویش یکاولنگی معرفی کرده‌اند.

یکاولنگ ممکن است نمادی از کل مناطق مرکزی واقع در غرب بامیان باشد. اثر اِفیموف یکی از مهم‌ترین منابع تاریخی برای شناخت صورت زبانی مردم این منطقه در میانه قرن بیستم است.

  1. زبان یکاولنگی در چه جایگاهی قرار می‌گیرد؟

یکی از نکات جالب در پژوهش‌های بعدی این است که جایگاه زبانی یکاولنگی را نمی‌توان بدون توجه به پیوند آن با گونه‌های فارسی افغانستان بررسی کرد.

دانشنامه ایرانیکا، در مدخل مربوط به هزارگی، از پژوهش اِفیموف درباره گونه یکاولنگی استفاده می‌کند و هزارگی را در مجموعه گونه‌های فارسی شرقی قرار می‌دهد. در همین پژوهش، ویژگی‌های آوایی و دستوری هزارگی با دیگر گونه‌های فارسی افغانستان مقایسه شده است.

همچنین یک پژوهش جدیدتر درباره مطالعات گویش‌شناختی افغانستان، گویش یکاولنگی را در موقعیتی “میان گویش‌های دریِ مرکز افغانستان و گونه‌های غربی” توصیف می‌کند.

بنابراین، از دید زبان‌شناختی، یکاولنگی را نمی‌توان صرفاً با چند تفاوت واژگانی از فارسی جدا کرد؛ بلکه باید مجموعه ویژگی‌های آوایی، صرفی، نحوی و واژگانی آن را در نظر گرفت.

  1. ویژگی‌های آوایی

یکی از بخش‌های مهم پژوهش اِفیموف بررسی نظام آوایی گویش یکاولنگی است.

در مطالعات مربوط به هزارگی، از ویژگی‌هایی مانند حفظ برخی صداهای اصطکاکی، کاربرد گونه‌ای از /w/، تغییرات مشخص در واکه‌ها و تفاوت در تلفظ برخی واج‌ها سخن گفته شده است. ایرانیکا نیز در توصیف هزارگی به حفظ واج غلتان/اصطکاکی “γ” و کاربرد “w” اشاره می‌کند. همچنین نظام واکه‌ای هزارگی از نظر تاریخی با گونه‌های فارسی شرقی ارتباط دارد.

  1. ساخت دستوری

اِفیموف بخش قابل توجهی از اثر خود را به دستور زبان اختصاص داده است. منابعی که پژوهش او را بررسی کرده‌اند، صفحات حدود ۲۲ تا ۸۳ را به‌عنوان بخش مربوط به ساختار دستوری و زبانی اثر معرفی می‌کنند.

در هزارگی، مانند دیگر گونه‌های فارسی افغانستان، بسیاری از ساخت‌های بنیادی دستوری با فارسی/دری مشترک‌اند؛ اما در کنار این اشتراک، تفاوت‌هایی در کاربرد پسوندها، نشانگرهای جمع، ضمایر، ساخت فعل و برخی عناصر نحوی دیده می‌شود.

  1. واژگان و عناصر تاریخی

یکی دیگر از جنبه‌های مهم هزارگی، وجود واژه‌ها و عناصر تاریخی‌ای است که آن را از بسیاری از گونه‌های فارسی امروز متمایز می‌کند.

در مطالعات زبان‌شناختی، علاوه بر عناصر فارسی، از وجود برخی عناصر با منشأ غیرایرانی، از جمله عناصر مغولی، در هزارگی سخن گفته شده است. با این حال، وجود این عناصر به‌خودی‌خود به معنای غیرایرانی بودن ساختار اصلی زبان نیست؛ همان‌گونه که وجود واژه‌های عربی، ترکی، فرانسوی یا انگلیسی در زبان‌های دیگر، خانواده زبانی آن زبان‌ها را تغییر نمی‌دهد.

بنابراین، برای شناخت هزارگی یکاولنگی باید میان “واژگان و عناصر وام‌گرفته‌شده” از یک سو و “ساختار بنیادی زبان” از سوی دیگر تفاوت گذاشت.

  1. یک نکته مهم درباره اصطلاح “زبان” و “گویش”

در اینجا با یک مسئله اصطلاح‌شناختی مهم روبه‌رو هستیم.

اِفیموف در عنوان اثر خود از واژه روسی yazyk به معنای “زبان” استفاده کرده است، اما بلافاصله آن را با “Yakavlangskiy dialect”، یعنی “گویش یکاولنگی”، مشخص می‌کند.

این موضوع نشان می‌دهد که نباید از عنوان کتاب به‌تنهایی چنین نتیجه گرفت که اِفیموف هزارگی را دقیقاً به معنای یک “زبان مستقل از فارسی” دانسته است.

در واقع، در ادبیات علمی درباره جایگاه هزارگی، دیدگاه‌های متفاوتی وجود داشته است. برخی پژوهشگران آن را در مجموعه گونه‌های دری/فارسی افغانستان بررسی کرده‌اند، در حالی که برخی دیگر، از جمله اِفیموف در برخی نوشته‌های خود، از اصطلاح “زبان هزاره‌ها” استفاده کرده‌اند. یک پژوهش زبان‌شناختی نیز صراحتاً اشاره می‌کند که اِفیموف در آثار خود آن را “زبان” نامیده، در حالی که نویسنده همان پژوهش هزارگی را در چارچوب گویش‌های دری بررسی می‌کند.

پس در یک بحث علمی باید میان دو پرسش تفاوت گذاشت:

“هزارگی چه ویژگی‌های زبانی دارد؟”

و

“آیا از نظر معیارهای زبان‌شناختی باید آن را زبان مستقل یا گویش فارسی/دری نامید؟”

این دو پرسش یکی نیستند.

  1. جایگاه یکاولنگ در مطالعات هزارگی

اهمیت یکاولنگ در این است که پژوهش اِفیموف امکان می‌دهد وضعیت یکی از گونه‌های هزارگی را در بیش از شصت سال پیش با وضعیت امروزی مقایسه کنیم.

مطالعات جدیدتر نشان می‌دهند که برخی ویژگی‌های آوایی هزارگی، از جمله برخی واکه‌ها، در اثر تماس مستمر با فارسی/دری معیار و گونه‌های رایج‌تر در افغانستان می‌توانند دستخوش تغییر شوند. پژوهش لوتس رزهک نیز با ارجاع به داده‌های یکاولنگی اِفیموف، نمونه‌هایی از این ویژگی‌های آوایی را بررسی کرده است.

از این نظر، کتاب اِفیموف تنها یک کتاب تاریخی نیست؛ بلکه می‌تواند به‌عنوان سند زبان‌شناختی تاریخی برای مقایسه هزارگی یکاولنگی گذشته و امروز مورد استفاده قرار گیرد.

  1. آیا زبان مردم یکاولنگ “فارسی” است یا “هزارگی”؟

پاسخ علمی به این پرسش نیازمند پرهیز از دو افراط است.

از یک طرف، نمی‌توان وجود تفاوت‌های واقعی هزارگی را نادیده گرفت و آن را صرفاً “فارسی با چند لهجه محلی” دانست.

از طرف دیگر، صرف وجود تفاوت‌های آوایی، واژگانی یا دستوری نیز به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که یک گونه حتماً یک “زبان مستقل” است.

در زبان‌شناسی، معیارهایی مانند “ساختار دستوری، میزان فهم متقابل، تاریخ تحول، پیوستار گویشی، خودآگاهی زبانی، هویت اجتماعی، سنت نوشتاری و معیارهای سیاسی و نهادی” همگی می‌توانند در نام‌گذاری و طبقه‌بندی نقش داشته باشند.

به همین دلیل، اصطلاح “فارسی هزارگی” می‌تواند در یک بحث علمی توضیح‌دهنده رابطه تاریخی و ساختاری هزارگی با فارسی باشد، در حالی که عده‌ای بدون دلیل یا دلایل مشخصی، “هزارگی” را نیز نامی معتبر برای اشاره به گونه زبانی مورد استفاده جامعه هزاره می‌دانند.

نتیجه‌گیری

پژوهش و. آ. اِفیموف درباره گویش یکاولنگی یکی از اسناد مهم در تاریخ مطالعه زبان هزارگی است. او در دهه ۱۹۶۰ با گردآوری داده‌های زبانی از یکاولنگ، مجموعه‌ای از ویژگی‌های آوایی و دستوری این گونه را ثبت کرد و آن را در قالب یک مطالعه نظام‌مند عرضه نمود. اثر او در سال ۱۹۶۵ با عنوان Yazyk afganskikh khazara: Yakavlangskiy dialekt منتشرشد.

استفاده اِفیموف از اصطلاح “زبان هزاره‌ها” نباید بدون بررسی متن کامل آثار او به این معنا تفسیر شود که او هزارگی را از نظر زبان‌شناختی کاملاً جدا از فارسی می‌دانسته است. خود عنوان اثر، هم “زبان هزاره‌ها” و هم “گویش یکاولنگی” را در کنار یکدیگر دارد. پژوهش‌های بعدی نیز جایگاه هزارگی را در مجموعه گونه‌های فارسی/دری افغانستان بررسی کرده‌اند.

منبع

Efimov, V. A. (1965). Yazyk afganskikh khazara: Yakavlangskiy dialekt*. Moscow: Nauka.

آدرس عکس Efimov https://iling-ran.ru/web/ru/scholars/efimov_v?utm_source=chatgpt.com

استاد علی عالمی کرمانی.

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاه شما پس از تایید مدیریت نمایش داده خواهد شد.