دههٔ نخست این دوره (2001–2010) عمدتاً با بازسازی سیاسی و اجتماعی، تثبیت دولت و حضور گستردهٔ نیروهای بینالمللی همراه بود. در این سالها، هزارهها توانستند جایگاه خود را در عرصههای سیاسی، آموزشی و اجتماعی به تدریج تثبیت کنند. حضور آنان در کابینه، پارلمان و شوراهای ولایتی گسترش یافت و با رشد دانشگاهها و مراکز آموزشی در مناطق هزارهنشین، نسل جدید تحصیلکردگان هزاره وارد جامعه شدند. علاوه بر آن، جامعهٔ هزاره با سرمایهگذاری بر آموزش و پرورش زنان، گامی مهم در جهت تغییر فرهنگ سنتی و افزایش مشارکت اجتماعی برداشت.
دههٔ دوم (2010–2021) با چالشهای جدیدی همراه شد. با خروج تدریجی نیروهای بینالمللی، فساد، افزایش ناامنی و قدرت گرفتن گروههای مخالف، فضای سیاسی و اجتماعی افغانستان متأثر شد. هزارهها، علیرغم پیشرفتهای چشمگیر در تحصیلات و فعالیتهای مدنی، با تهدیدهای جدی امنیتی روبهرو شدند. حملات تروریستی هدفمند بر مدارس دخترانه، مساجد و اجتماعات هزارهها در نقاطی مختلف افغانستان نشان از استمرار خطر و خشونت علیه این جامعه داشت. با این حال، مشارکت فعال هزارهها در انتخابات ریاستجمهوری، پارلمانی و شوراهای ولایتی و فعالیتهای گستردهٔ مدنی، بیانگر پایبندی آنان به ارزشهای جمهوریت و دموکراسی بود.
بنابراین، چارچوب زمانی 2001 تا 2021 نه تنها محدودهای برای بررسی تحولات افغانستان است، بلکه دورهای ویژه برای مطالعهٔ هزارهها به شمار میرود. این محدوده نشان میدهد که چگونه یک جامعهٔ تاریخی، که قرنها در حاشیه نگه داشته شده بود، توانست در عرصههای سیاسی، اجتماعی و علمی پیشرفت کند و در عین حال، با چه موانع و تهدیدهای جدی مواجه بود. فهم دقیق این دوره، کلید تحلیل سرنوشت هزارهها و درک بهتر تاریخ معاصر افغانستان است و میتواند راهنمایی برای نسلهای آینده باشد تا درسهای مقاومت، پیشرفت و تلاش برای عدالت اجتماعی را بیاموزند.
از مقدمه کتاب
از مقدمه کتاب
از مقدمه کتاب


