زندگي­نامه شهيد حجت­ الاسلام ابراهيمی بهسودی

زندگي­نامه شهيد حجت­ الاسلام ابراهيمی بهسودی
یکى از شهداى بهسود که خون پاکش را در پاى درخت تنومند انقلاب نثار نمود، حجت الاسلام شهید ابراهیمى بود. گوشه هاى از زندگى ایشان را با هم مرور می نماییم
ا. دوران کودکى و تحصیل
شهید حاج عید محمد ابراهیمى در سال ۱۳۱۷ هـ . ش در یک خانواده مذهبى در قریه «شینیه» مربوط حصه دوم بهسود از ولایت میدان، چشم به جهان گشوده ایام کودکى را در آغوش گرم خانواده سپرى نمود. سواد ابتدایى را نزد علماى منطقه در حسینیه و مساجد فرا گرفت. امّا از آنجایى که استاد شهید از هوش و استعداد سرشار برخوردار بود، پدرش حاج ابراهیم (که مردى متدین و مذهبى بود) او را به فراگرفتن علوم اسلامى تشویق نموده نزد استادان بزرگ منطقه چون شیخ سلطان باقرى و آیه الله شیخ عزیزالله (معروف به کابلى) (رحمهم الله) برد، و شهید ابراهیمى ادبیات عرب و معالم الاصول را نزد آنان فرا گرفت. امّا این مقدار، روح پرعطش او را سیراب نمى کرد، لذا با رونق یافتن مدارس در کابل، منطقه را ترک گفته رهسپار کابل شد و با سکنى گزیدن در مدرسه محمدیه جمال مینه کابل، سطوح عالیه را نزد استادان بزرگ آنجا فراگرفت و روزهاى سخت دوران تحصیل را با تمام مشکلات و تنگناهاى آن با جدیّت و تلاش سپرى نموده آنچه را که باید مى آموخت، آموخت.
2. آغاز مبارزه و کارهاى سیاسى
شهید ابراهیمى در شرایطى وارد کابل شد که اختناق حاکم بر کابل و ظلم و استبداد حاکمان جلاد و سفاک امن و امان را از مردم گرفته بود. یک طرف، هیولاى فقر و محرومیت بر همه جا سایه افکنده و ضعیتى رقت انگیز و فاجعه بارى را بوجود آورده بود که دل هر انسان بیدار و آزاده را مى آزرد و از سوى دیگر، شاه و شاهزادگان و دربار با ریخت وپاش هاى بى رویه و وضع مالیاتهاى سنگین و کمرشکن مردم را به ستوه آورده بودند. تأسف بارتر اینکه در همچون وضعیتى، عده اى از علماء دربارى، در منابر و مساجد سایه شوم و ظالمانه حاکمان مستبد و ستمگر را «ظل الله» خوانده تمام بدبختى ها و مصایب که از ناحیه آنان بر مردم تحمیل مى شد، به عنوان قضا و قدر الهى توجیه کرده با زمزمه هاى خویش جامعه را به ذلت و سکوت دعوت مى نمودند، در چنین شرایطى بود که فرزندان دلسوز و بیدار ملت، جمعى از طلاب جوان و دردمند که رنج و محرومیت مردمش را با ذرّه ذرّه وجود خویش لمس کرده بودند، براى براندازى و سرنگونى رژیم ستمگر و استبدادى، هسته هاى مقاومت را پایه ریزى نموده حلقات مبارزاتى خویش را تحت نام «روحانیت نوین» و «حزب حسینى» متشکل و منسجم ساخته براى یک مبارزه تمام عیار آماده مى شدند. و شهید ابراهیمى نیز از جمله کسانى بود که در این حلقات مبارزاتى شرکت فعال داشت. زیرا او کسى بود که نمى توانست در قبال آن همه ظلم و ستم نسبت به جامعه و مردمش بى توجه باشد و در گوشه انزوا و یا کنج مدرسه پناه گزیند و با توجیه هاى کاذب وجدان خویش را قانع سازد. این بود که وارد صحنه و میدان مبارزه شد.
3. دوران انقلاب و جهاد
با به قدرت رسیدن عناصر مارکسیزم و مزدوارن روس، عملا درس و بحث تعطیل شد و مبارزه فرزندان دردمند و مسلمان شکل تازه و ابعاد گسترده ترى یافته جنگ هاى مسلحانه و چریکى در سطح شهر کابل آغاز گردید. از جمله در قیام چنداول و بالاحصار شهید ابراهیمى سهم فعال داشت. امّا با تشدید اختناق، کشتارهاى دسته جمعى مردم بى گناه و شکنجه هاى وحشیانه زندانیان توسط مزردوان (کا.گ.ب) مبارزان مسلمان هم ناگزیر شدند تا مراکز تشکیلاتى و مبارزاتى خویش را به اطراف پایتخت انتقال داده از آنجا رهبرى مقاومت را بعهده گیرند. شهید ابراهیمى نیز در همین رابطه و با همین هدف در سال ۱۳۵۸ کابل را به قصد بهسود ترک گفته در آنجا با دیگر مبارزان و مجاهدان در قالب تشکیلات «سازمان نصر» صف واحد تشکیل داده جبهه مقاومت راگرم مى کنند. یکبار در اثر بمباران بمب افکنهاى روسى مجروح شد که پس از سلامتى به جهاد و مبارزه ادامه داد.
شهید ابراهیمى، مرد متدین و سخت کوش بود که در ابعاد مختلف انقلاب نقش مؤثر و سازنده داشت هم جبهه جنگ را سازماندهى و رهبرى مى کرد و هم به منازعات و مرافعات مردم رسیدگى نموده حل و فصل مى کرد و هیچگاه به جبهه و جهاد پشت نکرد و همیشه در کنار مجاهدان و مردم خویش بسر برد. تنها دوبار طى مأموریتى سفر کوتاه مدت به جمهورى اسلامى ایران نمود و بس، جز این تماماً در جبهه و منطقه بود و تمام هم و غمش نظم امور منطقه و رفع گرفتاریهاى مردم و در عین حال از مسایل تربیتى و فرهنگى غافل نبود و در این زمینه کوشش هاى قابل ملاحظه نمود که از جمله هشت باب مدرسه را در ولایت میدان سرپرستى و رسیدگى مى کرد. گذشته از اینها مدرسه اى در حصه دوم بهسود ساخت که از باقیات و صالحات او محسوب مى شود و یادگار آن شهید سعید است.
4. از تشکیل حزب وحدت اسلامى تا شهادت
شهید ابراهیمى سرگرم کارهاى جهادى خود در بهسود بود که رهبران جهادی همگام با مردم ما در صدد تآسیس حزب وحدت اسلامی افغانستان بود.
شهید ابراهیمى از نخستین کسانى بود که این فریاد رسا را لبیک گفت و دوشادوش این رهبران براى تحقق وحدت و انسجام مردم تلاشهاى بى وقفه نمود و با کوشش هاى او و بسیاری از شخصیت های دلسوز زمینه دومین کنگره حزب وحدت اسلامى در بهسود آماده شد و تمام سران و نخبگان مردم ما براى پایه ریزى و استحکام وحدت سرتاسرى در آنجا جمع شدند. و مى توان گفت او نیز یکى از بنیان گذاران حزب وحدت اسلامى محسوب مى شود. و بر اساس همان صداقت و تلاشهاى صادقانه او بود که عضویت شوراى مرکزى حزب وحدت اسلامى را کسب کرد و بعد از آن به عنوان یک عضو فعال حزب وحدت به مسؤولیت هاى ملّى ـ اسلامى خود ادامه داد. و با پیروزى مجاهدان و فتح کابل در بهار ۱۳۷۰ شهید ابراهیمى از جمله پیش قراولان فاتحى بود که با تصرف بزرگراه میدان شهر با جمعى از نیروهایش وارد کابل شده در مناطق استراتژیک و حساس جابجا شدند. و با استقرار مرکزیت حزب وحدت در علوم اجتماعى او نیز در کنار مردمش به فعالیت ادامه داد تا اینکه پس از چند ماه به دستور شهید مزاری به بهسود بازگشته در قالب شوراى تصمیم گیرى ولایت میدان به امور جبهه و مشکلات مردم رسیدگى مى کرد. و باز در زمستان سال ۷۳ در شرایطى که غرب کابل در محاصره تنگاتنگ دشمنان مردم ما قرار گرفته بود و سه جبهه زر و زور و تزویر دست به دست هم داده بودند تا فریاد مقاومت و عدالتخواهى مردم ما را خاموش سازند، ابراهیمى شهید به کابل شتافته در کنار شهید مزاری به دفاع از حیثیت و عزت و ناموس مردمش برخواسته تا آخرین لحظه به مردم و رهبر و آرمان خویش وفادار مى ماند تا اینکه در تاریخ ۲۱/۱۲/۷۳ با شهید مزارى همراه با جمعى دیگر از یاران صادق و صدیق شان به دست «طالبان» اسیر و در تاریخ ۲۲/۱۲/۱۳۷۳ به صورت بسیار فجیع و غیر انسانى به شهادت رسید و به سراى باقى و لقاى حق نایل مى شوند. یادشان گرامى و راهشان پر رهـرو باد.
در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://mfabbehsud.com/parsinews/?p=10656

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

  • پربازدیدترین ها
  • داغ ترین ها

پربحث ترین ها

پیشنهادی: