تبلیغات
6 حوت 1404 02:28:27

از مکتب هرات تا یونسکو: گفت‌وگو درباره جهانی‌شدن سبک بهزاد

گفت‌وگوی پیش‌رو با استاد نوید مشعوف، پژوهشگر نگارگری و تاریخ هنر اسلامی، نگاهی جامع به جایگاه جهانی سبک مینیاتور کمال‌الدین بهزاد و فرایند ثبت آن در یونسکو ارائه می‌دهد. مشعوف که سابقه تدریس در دانشکده هنرهای زیبای هرات و پژوهش در دانشگاه تهران را دارد، اکنون پژوهش‌های دکتری خود را در اروپا ادامه می‌دهد و تمرکز اصلی او بر نسخه‌های خطی فارسیِ دوره تیموری، به‌ویژه مکتب هرات در عهد سلطان حسین بایقرا است. او بیش از هجده سال است که آثار و اندیشه‌های هنری کمال‌الدین بهزاد را محور تحقیقات خود قرار داده و نسبت میان شیوه بهزاد و نگارگری معاصر را بررسی می‌کند.
این گفت‌وگو افزون بر تبیین معیارهای هنری و اجتماعی ثبت جهانی سبک بهزاد، به روند پیچیده پرونده‌سازی، چالش‌های مهاجرت، گردآوری مستندات تاریخی و همکاری نهادهای فرهنگی افغانستان می‌پردازد. همچنین نقش این ثبت در تقویت هویت فرهنگی، گسترش پژوهش‌های بین‌المللی و استمرار آموزش نگارگری مورد واکاوی قرار گرفته است.

لطفاً ابتدا خودتان را معرفی کنید و بفرمایید در چه حوزه‌هایی از پژوهش هنر فعالیت دارید و تمرکز اصلی تحقیقات شما چیست؟

من نوید مشعوف هستم، اصالتاً اهل افغانستان. پیش از سقوط افغانستان، در دانشکده هنرهای زیبا، در گروه نگارگری (دیپارتمنت مینیاتور)، به تدریس اشتغال داشتم. پس از سقوط، متأسفانه همچون بسیاری دیگر، ناگزیر به ترک وطن شدم و مسیر زندگی و فعالیت‌های علمی‌ام دستخوش دگرگونی گردید. در رشته نگارگری دارای مدرک ماستری هستم و در مقطع دکترا نیز به تحصیل مشغول بودم. پنج ترم در دانشگاه تهران، در گروه مطالعات عالی هنر، در رشته تاریخ تطبیقی و تحلیلی هنر اسلامی تحصیل کرده‌ام. با این حال، پس از مهاجرت به اروپا، رفت‌وآمدم با ایران با دشواری‌های فراوان روبه‌رو شد و به سبب مشکلات اقامتی، ادامه تحصیل در مقطع دکترا ناگزیر به حالت تعلیق درآمد.

خدا را شاکرم که اکنون فرصتی ارزشمند فراهم آمده است تا تحصیل در مقطع دکترا را در دانشگاه مونیخ آلمان، در همان رشته تاریخ هنر، از سر بگیرم و مسیر علمی خویش را ادامه دهم. حوزه پژوهشی من عمدتاً بر نسخه‌های خطی فارسی متمرکز است، با تأکید ویژه بر نسخه‌های عهد تیموری، به‌ویژه دوره دوم، خاصه مکتب هرات. به بیان دقیق‌تر، تمرکز اصلی من بر دوره دوم مکتب هرات در روزگار سلطـان حسین بایقرا است. بیش از هجده سال است که پژوهش‌های مستمر و متمرکز من بر آثار استاد کمال‌الدین بهزاد استوار بوده و این اهتمام علمی همچنان ادامه دارد. در حوزه هنرهای تجسمی نیز تمرکز بنیادین من بر آثار شخصی‌ام و نسبت و تأثیرپذیری آن‌ها از شیوه و اندیشه هنری استاد کمال‌الدین بهزاد است. قابل ذکر میدانم، در کنار کار بر روی رساله دکتری، هفته‌ای دو روز در کتابخانه ملی برلین، در بخش مخزن، بر روی نسخه‌های خطی تیموری و قطعات خوشنویسی فعالیت می‌کنم و در زمینه فهرست‌نگاری و خوانش و بررسی برخی از متون و مطالب این نسخه‌ها و قطعات مشارکت دارم. تأکید اصلی فعالیت‌های پژوهشی و هنری من همچنان بر نگارگری، هنر اسلامی، تذهیب، مکتب هرات و آثار استاد کمال‌الدین بهزاد است و این حوزه‌ها کانون اهتمام علمی و عملی من را تشکیل می‌دهند.

چه معیارهایی باعث شد سبک مینیاتورِ بهزاد قابلیت ثبت جهانی پیدا کند؟

اگر بخواهیم معیارهایی را که موجب شد مینیاتورهای استاد کمال‌الدین بهزاد در سطح جهانی ثبت شوند بررسی کنیم، باید بگویم که ایشان هنرمندی چندبعدی است و نمی‌توان او را تنها به عنوان یک نگارگر ساده تلقی کرد. بهزاد، فراتر از یک نگارگر، در سمت‌هایی چون رئیس کتابخانه در زمان سلطان حسین و نیز در دربار صفوی فعالیت داشته است. این لایه‌ها و جایگاه‌های گوناگون، ابعاد آثار او را بسیار ارزشمند، ژرف و قابل تحسین می‌سازد. استاد بهزاد نه تنها یک نگارگر است، بلکه جامعه‌شناس، صوفی، عارف و هنرمندی با درک عمیق از ادبیات و رنگ‌هاست. او رنگ را با معنایی انسانی و زیبایی‌شناسانه می‌شناسد و آثارش ابعادی ژرف، باورپذیر و تأثیرگذار دارند که برای نسل امروز نیز الهام‌بخش است. نگاه به انسان و انسانیت در آثار بهزاد جایگاهی برجسته و محوری دارد. ویژگی منحصربه‌فرد آثار بهزاد در این است که او، گرچه هنرمندی درباری بود، توانست به صورتی مستقل و خلاقانه کار کند. برای نخستین بار، هنرمندی است که اثر خود را امضا می‌کند و داستان‌های مورد تصویر خویش را با تغییراتی هوشمندانه روایت می‌کند، بی‌آنکه به اصل داستان خدشه‌ای وارد شود. نگاه انسانی و اخلاقی او در نگارگری، آیینه‌ای روشن از جامعه و زمانه خویش است.

برای مثال، در اثر «کاخ خورنق» که بر اساس داستان نظامی ساخته شده، بهزاد با وجود وفاداری به روایت اصلی، محوریت را به انسان‌ها و تلاش‌های آنان اختصاص داده است. او توانسته هنر مینیاتور را از محدودیت درباری بیرون آورد و انسان‌های عادی را وارد تاریخ و هنر کند؛ برده‌ها، مردم عادی و شخصیت‌های اجتماعی واقعی در آثارش حضوری زنده و معنادار دارند. این وجه اجتماعی هنر او سبب شد که هنر مینیاتور از کاخ‌ها به خانه‌ها و زندگی مردم راه پیدا کند و مورد علاقه و احترام جامعه قرار گیرد. افزون بر این، بهزاد ترکیب‌بندی‌ها، رنگ‌ها و جابه‌جایی شخصیت‌ها را به گونه‌ای طراحی می‌کند که همسو با معنای داستان حرکت کنند، و نگاه او به پرسپکتیو و مقیاس، نگاهی پیشروانه و بی‌سابقه است. این نوآوری‌ها بخش مهمی از دلایلی بود که آثار او در یونسکو ثبت شد و بر مکاتب بعدی تأثیری شگرف و ماندگار گذاشت.

پس از سقوط تیموریان و روی کار آمدن صفویان، استاد بهزاد به تبریز رفت و مکتب دوم تبریز را پایه‌گذاری کرد و ریاست کتابخانه را بر عهده گرفت. شاگردان او به مناطق مختلف رفتند؛ بخشی به بخارا و برخی به هندوستان و مکتب مغول، و سپس مکاتب قزوین، مشهد و اصفهان شکل گرفتند. حتی با ورود اروپایی‌ها، رد پای تأثیر بهزاد در هنر نگارگری باقی ماند و مسیر نگارگری تا دوره قاجار استمرار یافت. تأثیر استاد بهزاد چنان گسترده، عمیق و بنیادین است که تاریخ هنر جهان نمی‌تواند آن را نادیده بگیرد.

فرایند ثبت جهانی مینیاتور چگونه آغاز شد و چه نهادها یا پژوهشگرانی در تهیه پرونده نقش داشتند؟

در پاسخ به پرسش سوم، باید بگویم که پرونده‌سازی و فرایند ثبت یک ارزش هنری در یونسکو، مسیری بسیار طولانی و پرچالش است. این مسیر، هم از نظر زمانی و هم از نظر جغرافیایی، پیچیده و چندلایه است. زمانی که شما در جایگاهی که باید باشید حضور ندارید و از خارج از کشور اقدام به پیشبرد پرونده می‌کنید، دشواری‌ها دوچندان می‌شود و موانع، شکل جدی‌تری به خود می‌گیرد. اگر در افغانستان بودیم، کار آسان‌تر و روند هماهنگی‌ها روان‌تر بود؛ هنرمندان و پژوهشگران می‌توانستند از نزدیک احساسات، دیدگاه‌ها و اطلاعات خود را منتقل کنند. اما هنگامی که مصاحبه‌ها از راه دور انجام می‌شود، برقراری ارتباطات محکم و پایدار دشوارتر است. گاه اینترنت برقرار نبود، گاه زمان‌بندی‌ها با یکدیگر هماهنگ نمی‌شد، و همین عوامل سبب طولانی‌تر شدن روند پرونده‌سازی شد. افزون بر این، در آغاز برخی افراد چندان باور نداشتند که چنین ثبت جهانی ممکن است تحقق یابد. دلایل متفاوت بود؛ برخی احساس می‌کردند موانع سیاسی و بین‌المللی وجود دارد، و برخی دیگر بر این باور بودند که توان مستندسازی کافی در اختیار نداریم. این افراد عموماً از جامعه علمی و پژوهشی نبودند، بلکه بیشتر فعالان مدنی یا علاقه‌مندان فضای مجازی بودند که نگاهشان با رویکرد تخصصی فاصله داشت.

پرونده برای نخستین بار در سال ۲۰۲۲ به یونسکو ارائه شد، اما به دلیل مشکلات اساسی رد گردید. سپس در اواخر سال ۲۰۲۳ روند کار دوباره آغاز شد. نماینده محترم سفارت افغانستان به خانه ما آمدند، نشستی برگزار شد و هسته اولیه پرونده شکل گرفت. ما گروهی تشکیل دادیم و کار جمع‌آوری اطلاعات و مستندات تاریخی را آغاز کردیم. خوشبختانه مستندات تاریخی، به‌ویژه نسخه‌های خطی آثار استاد کمال‌الدین بهزاد، کامل و کافی بود. تنها چیزی که نیاز داشتیم، توصیه‌نامه‌هایی از نهادهای پژوهشی و شخصیت‌های علمی و هنری ملی، و نیز ساخت یک فیلم مستند کوتاه حدود ده دقیقه‌ای برای معرفی استاد و آثارش بود. ساخت فیلم نیز فرایندی زمان‌بر و دقیق بود؛ متن‌ها و پرسش‌ها تهیه و ارسال می‌شد، استادان مصاحبه می‌کردند، و ویدئوها با دقت فراوان بررسی و ویرایش می‌شد تا هیچ نکته‌ای در تاریخ دچار تحریف نشود. فردی علاقه‌مند به فرهنگ، که نه هنرمند بود و نه در این حوزه تخصص داشت، با دلسوزی و به صورت رایگان فیلم‌ها را تدوین کرد. زیرنویس‌ها آماده شد و سه نسخه از پرونده تنظیم گردید: یک نسخه فارسی، یک نسخه انگلیسی از طریق سفارت افغانستان در فرانسه، و نسخه‌ای ویژه ارائه به یونسکو. پرونده نهایی می‌بایست تا مارس ۲۰۲۵ تکمیل و تحویل داده شود. در این مسیر، ابتدا دو بار ارجاع شد، مشکلات جزئی برطرف گردید، امضاها تکمیل شد و منابع بیشتری ارائه شد تا ارزش معنوی اثر به‌درستی تأیید شود. سرانجام، هنر مینیاتور به سبک استاد بهزاد، به نام افغانستان، در یونسکو به ثبت جهانی رسید.

یکی از ویژگی‌های مهم این پرونده، جامعیت ملی آن بود. امکان نداشت که تنها از یک شهر یا یک ولایت اقدام شود؛ بلکه لازم بود از سراسر افغانستان و از میان اقوام مختلف، پشتون، هزاره، ازبک و تاجیک، توصیه‌نامه گردآوری شود. خوشبختانه این همکاری گسترده تحقق یافت و پرونده با مشارکت نهادهای پژوهشی از شمال، جنوب، شرق، غرب و مرکز افغانستان، به پرونده‌ای سنگین، وزین و مستند بدل شد که ارزش جهانی آن را به‌روشنی و استواری نشان می‌دهد.

در پرونده ثبت این سبک، کدام مستندات تاریخی یا پژوهشی بیشترین اهمیت را داشتند؟

در پرونده‌سازی، سه بخش اصلی اهمیت بنیادین داشت:

اول، مستندات تاریخی:

ما بررسی می‌کردیم که استاد کمال‌الدین بهزاد و هنر او از لحاظ تاریخی در چه جایگاهی قرار داشته است. منابع تاریخی، نسخه‌های خطی، رساله‌ها و آثار پژوهشی به ما یاری رساندند تا جایگاه او در تاریخ هنر و نگارگری به‌صورت دقیق و مستند مشخص شود و اهمیت نقش او در تحولات هنری تبیین گردد.

دوم، جایگاه سبک استاد بهزاد در عصر حاضر:

در این بخش بررسی می‌کردیم که هنر و ارزش‌های استاد بهزاد در زمان حاضر چگونه در جامعه و فرهنگ ما حضور دارند و چه تأثیری بر شناخت هنر اسلامی و نگارگری گذاشته‌اند. هدف آن بود که نشان دهیم این سبک، صرفاً میراثی متعلق به گذشته نیست، بلکه در بطن فرهنگ معاصر نیز حضوری زنده و اثرگذار دارد.

سوم، ارزش اجتماعی و ملی آثار استاد بهزاد:

به عنوان افرادی که این ارزش هنری را به نام کشور خود ثبت می‌کردیم، نشان دادیم که چگونه این هنر توانسته تحولی در جامعه ایجاد کند. این پرسش مطرح بود که آیا هنر توانسته مردم را به همدلی، همبستگی و ملی‌گرایی دعوت کند؟ این مسئله یکی از ویژگی‌های مهم و محوری پرونده ما به شمار می‌رفت.

برای مثال، دوسالانه‌های نگارگری هرات، که هنرمندان از جای‌جای کشور در آن شرکت می‌کردند، شاهد حضور گسترده آثاری از کابل، بامیان، غور، قندهار، جلال‌آباد و حتی از ایران، از شهرهای تهران و تبریز بود. این حضور گسترده و متنوع نشان می‌داد که هنر نگارگری می‌تواند ارتباط و پیوند اجتماعی ایجاد کند و مردم را با ارزش‌های ملی و فرهنگی خویش آشنا سازد. همچنین، هنگامی که نگارگری افغانستان به ثبت جهانی رسید، واکنش‌ها در سطح سیاسی و فرهنگی کشور چشمگیر و قابل توجه بود. رئیس دولت، وزارت اطلاعات و فرهنگ، شخصیت‌های علمی و سیاسی و حتی نمایندگان پارلمان توجه ویژه‌ای نشان دادند. این واکنش‌ها بیانگر آن بود که این هنر توانسته است آگاهی و پذیرش اجتماعی گسترده‌ای ایجاد کند. در بخش مستندات تاریخی نیز منابع فراوان و گسترده‌ای در دسترس بود، هم به زبان فارسی و هم به زبان انگلیسی. کتاب‌ها، مقاله‌ها، رساله‌ها و پایان‌نامه‌های دکترا در سطح جهانی درباره مکتب هرات و هنر استاد بهزاد به اندازه‌ای زیاد است که واقعاً شمارش آن‌ها دشوار می‌نماید. این منابع ارزشمند، پایه‌ای محکم و استوار برای پرونده ما فراهم ساخت و نشان داد که ارزش تاریخی و هنری استاد بهزاد بی‌چون‌وچرا و انکارناپذیر است.

آیا میان کشورهای مختلف درباره نقش بهزاد یا مالکیت هنری اختلاف‌نظر وجود داشت؟ چگونه مدیریت شد؟

باید بگویم که در چنین پرونده‌هایی، طبیعتاً اختلاف‌نظرهایی میان کشورها پیش می‌آید؛ به‌ویژه کشورهایی که از نظر جغرافیایی مرزهای جداگانه دارند، اما از منظر فرهنگی دارای اشتراکات عمیق‌اند. مدیریت ما در این پرونده کاملاً هوشمندانه و صبورانه بود: هر انتقاد یا اظهارنظر غیرمنصفانه‌ای که در طول مسیر مطرح شد، ما پاسخی ندادیم، هیچ واکنشی نشان ندادیم و تنها بر اساس معیارهای یونسکو و مستندات علمی، آکادمیک و مستدل عمل کردیم. بار دیگر تأکید می‌کنم: هیچ تحریف، دروغ یا بزرگ‌نمایی در پرونده انجام نشد. بسیاری از افراد و نهادها، از جمله برخی از بزرگان ایرانی، با واژه‌های نادرست و تند به پرونده ما تاختند. اما ما آرام و محترمانه سکوت کردیم، بی‌آنکه به کسی حمله کنیم یا با توهینی پاسخ دهیم. ما با سفارت افغانستان و هماهنگی‌های داخلی خود، صرفاً بر مستندات علمی و تاریخی تمرکز کردیم تا ثبت نهایی سبک بهزاد به نام افغانستان، به شکلی محکم، معتبر و مستدل انجام شود.

پیش از اعلام رسمی، پیام‌هایی از سوی برخی مراکز و سایت‌های ایرانی دریافت شد که ادعا می‌کردند ما حق نداریم بدون اجازه اقدام کنیم یا پرونده را «تصاحب» کرده‌ایم. ما هیچ پاسخی ندادیم و همچنان امیدواریم روزی فرا رسد که کارشناسان و مسئولان میراث فرهنگی ایران، به‌صورت مستقیم و محترمانه، با ما بنشینند و با استدلال منطقی و علمی گفت‌وگو کنند. برخوردهای تحقیرآمیز و نگاه از بالا به پایین هیچ نتیجه‌ای در پی ندارد و تنها به بی‌اعتمادی و سوءتفاهم می‌انجامد.

بار دیگر تأکید می‌کنم: در سراسر مسیر پرونده‌سازی، هیچ تحریف، اضافه‌گویی یا معرفی نادرست صورت نگرفت. همچنین ما هیچ کشوری را از ارائه مشارکت یا اسناد محروم نکردیم؛ پرونده همچنان گشوده است و کشورهای دیگر، مانند ایران، ترکیه، آذربایجان، ازبکستان و هند، می‌توانند در آن مشارکت کنند. با این حال، در آغاز و به‌صورت مستقل، سبک مینیاتور استاد بهزاد به نام افغانستان به ثبت جهانی رسید و ما از این دستاورد، عمیقاً مفتخر و خرسندیم.

یونسکو دقیقاً چه شاخص‌هایی را در ارزیابی سبک مینیاتورِ بهزاد بررسی می‌کند؟

معیارهایی که باعث ثبت جهانی سبک مینیاتور استاد بهزاد شد، باید بگویم شاخصه‌های یونسکو متفاوت و چندبعدی است. این شاخصه‌ها شامل موارد زیر بود:

• آیا این هنر می‌تواند مردم و جامعه را به همدیگرپذیری و تعامل اجتماعی دعوت کند؟

• آیا مستندات علمی و آکادمیک کافی برای اثبات ارزش تاریخی و هنری آن وجود دارد؟

• آیا این هنر در کشور زنده و جاری است و مراکز آموزشی و کارگاه‌های خصوصی یا دانشگاهی آن را تدریس می‌کنند؟

خوشبختانه پاسخ به این شاخصه‌ها مثبت بود. به عنوان مثال، در دانشکده هنرهای هرات، دیپارتمنت مینیاتور در حدود سال‌های ۱۳۸۰–۱۳۸۱ تأسیس شد، یعنی نزدیک به ۲۵ سال پیش. پیش از آن، در سال ۱۳۵۶، مکتب صنایع بهزاد به نام استاد کمال‌الدین بهزاد تأسیس شده بود که آموزش حرفه‌ای نگارگری را آغاز کرد. من خودم در سال‌های ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۸ در دانشگاه هرات، نگارگری خواندم. اگر به دوره‌های پیش از آن بنگریم، از زمان استاد غلام‌محمد میمنگی و پس از استقلال افغانستان، صنایع مستظرفه کابل نیز هنرمندانی در زمینه نگارگری تربیت می‌کرد و سبک هرات را تدریس می‌کرد. همچنین در اواخر دوران اخیر، استاد محمد سعید مشعل مینیاتور را دوباره در هرات زنده کرد و شاگردان ارشد او شامل استاد ازهر هروی، استاد صوابی، استاد رحمانی، استاد کریم هروی، استاد کریم رحیمی، استاد خوشنود و استاد فیروز بودند. این پیشکسوتان نشان می‌دهند که در سده روان، هنر مینیاتور در سراسر افغانستان رواج داشته است.

امروز نیز مینیاتور در دانشگاه کابل و دانشگاه بلخ تدریس می‌شود و کارگاه‌های مختلفی در کابل و سایر شهرها فعال هستند. به عنوان نمونه، خانمی به نام صغرا حسینی که بدون تردید یکی از هنرمندان حاذق وطن است، اکنون در آمریکا صاحب گالری است و آثار بسیار قابل توجهی دارد. تحولات اخیر در نگارگری و تلاش استادان هنر هرات سبب شده است که بتوانیم به‌راحتی ثابت کنیم که مینیاتور قطع نشده و از کمال‌الدین بهزاد تا امروز استمرار یافته است. بنابراین، نه تنها مستندات تاریخی و پژوهشی کافی وجود داشت، بلکه جامعه هنری فعال و زنده نیز حضور داشت. این امر نشان می‌دهد که سبک مینیاتور استاد بهزاد همواره جاری بوده و امروز نیز ادامه دارد، و مسئولیت ما برای حفظ و ترویج آن از این پس بسیار سنگین‌تر و خطیرتر است.

مهم‌ترین چالش‌ها در تطبیق این سبک با معیارهای ثبت جهانی چه بود؟

چالش‌های متفاوتی در مسیر ثبت جهانی سبک مینیاتور استاد بهزاد وجود داشت. یکی از اصلی‌ترین چالش‌ها، عدم حضور فیزیکی ما در افغانستان بود. این محدودیت باعث شد نتوانیم برخی شخصیت‌ها و پیشکسوتان را از نزدیک ببینیم و با آن‌ها مصاحبه یا گفت‌وگو کنیم. چالش دیگر، ارتباط محدود پیشکسوتان با فضای مجازی بود. بسیاری از آن‌ها به اینترنت و اپلیکیشن‌ها دسترسی نداشتند، بنابراین مجبور بودیم از طریق فرزندان یا نوادگان آن‌ها تماس برقرار کنیم تا پاسخ‌ها یا اطلاعات مورد نیاز را از استادان دریافت کنیم. همچنین برخی خانم‌ها به دلیل شغل در دولت افغانستان و نگرانی از انتشار تصویر یا صدای خود در پرونده یونسکو، تمایل نداشتند مصاحبه کنند. اینترس و نگرانی‌های سیاسی و اجتماعی، چالش دیگری در مسیر مستندسازیبود. با وجود این محدودیت‌ها، همه مستندات و اطلاعات به بهترین شکل جمع‌آوریو ارائه شد. پرونده نهایی که یونسکو اعلام کرد، تنها با جزئیات بسیار کمینیاز به اصلاح داشت. برای مقایسه، همزمان پرونده‌هایی از سوئیس، ژاپن و ایتالیا ارائه شد که برخی از آن‌ها رد شدند. اما پرونده افغانستان با استدلال‌های دقیق،مستندات علمی کامل و ارائه جامع پذیرفته شد. این موفقیت، افتخاری برایت مام مردم افغانستان است؛ در ۳۴ ولایت، در میان همه اقوام، مذاهب، زبان‌ها و باورها، همه سهمی در این دستاورد داشتند.

ثبت جهانی این سبک چه تأثیری بر پژوهش‌های آینده و آموزش هنرهای سنتی می‌گذارد؟

فراتر از ما و جامعه افغانستان، جهان نیز باید جایگاه حضرت استاد کمال‌الدین بهزاد را درک کند. وقتی یک ارزش معنوی و هنری به ثبت جهانیمی‌رسد، این به معنای آن است که اکنون جهان متوجه این اثر و سبک شده و اهمیت آن را شناخته است. ثبت جهانی سبک بهزاد باعث می‌شود پژوهش‌ها و تحقیقات بیشتری درباره او انجام شود و نهادهای خارجی نیز توجه و سرمایه‌گذاری بیشتری برایاحیای این سبک و حفظ آن داشته باشند. این فرصت، زمینه‌ای فراهم می‌کندتا ما به شکل گسترده و هماهنگ از داشته‌ها و ارزش‌های فرهنگی خود محافظت کنیم. این کار، نیازمند مشارکت تمامی جامعه فرهنگی و هنری است: شاعران، ادیبان، نویسندگان، هنرمندان در طیف‌های مختلف، خوشنویسان، نگارگران، نقاشان، هنرمندان کاشی‌کار و تمامی فعالان هنرهای دستی و سنتی، از خامک‌دوزان گرفته تا فرش‌بافان. همه این گروه‌ها توانایی، دانش و استقامت لازم را دارند و می‌توانند در توسعه، حفظ و ترویج سبک بهزاد مشارکت کنند.  ما با این ثبت جهانی نشان دادیم که در مسیر خود هیچ خطایی نداشتیم،توانایی‌های ما کافی بوده و هست و در آینده نیز با تمام توان ادامه خواهیمداد. هدف ما این است که به جهان ثابت کنیم ارزش و جایگاه استاد بهزاد و هنر افغانستان شایسته احترام، مطالعه و ترویج است.

پس از ثبت جهانی، چه مسئولیت‌هایی برای حفظ و احیای این سبک بر عهده جامعه هنری و نهادهای فرهنگی است؟

تا چند روز پیش می‌گفتیم که ما سهامدار استاد بهزاد هستیم، اما امروز وضعیت دگرگون شده است؛ ما استاد بهزاد را برای بار چندم به جهان معرفی کردیم و برای او جایگاهی ویژه آفریدیم. اکنون مسئولیت ما چیست؟ مسئولیت ما پاسداری از عزتی است که استاد کمال‌الدین در تاریخ به ما بخشیده است. ما نشان داده‌ایم که استاد کمال‌الدین بهزاد چه جایگاه، چه عزت و چه شرافتی در تاریخ ما دارد. اکنون نگهبانی از این عزت برای ما ارزشی والا و اهمیتی سترگ دارد؛ بار سنگینی بر شانه‌های ما نهاده شده است و این بار را باید با افتخار تحمل کنیم، با افتخار حمل کنیم و با افتخار برای حفظ آن بکوشیم. مراکز آموزشی متعددی در افغانستان باید تأسیس شوند و در حال رایزنی برای تحقق این موضوع هستیم؛ اگر در بیشتر ولایت‌ها این امر میسر نشود، به صورت آنلاین انجام خواهد شد، و اگر حضوری باشد، بی‌تردید انجمن‌های پژوهشی از این پس به ما وعده داده‌اند که در هر فصلنامه، ماهنامه و سالنامه خود حتماً به استاد بهزاد خواهند پرداخت. خود ما نیز در حال بنیان‌گذاری مرکزی هستیم که یک سال و نیم است بر روی مواد و مطالعات مربوط به او کار می‌کنیم. بخش عمده‌ای از این مطالعات به «بهزادشناسی» اختصاص دارد و ما به صورت ویژه به حضرت استاد بهزاد، کارکردها و تأثیرات او می‌پردازیم و این معرفی به زبان‌های گوناگون در جهان انجام خواهد شد.

 دیپارتمنت مینیاتوری هرات افغانستان از این پس موظف است با برنامه‌هایی مدون‌تر ـ هرچند برنامه‌های پیشین نیز بسیار منظم بود ـ و با نگاهی جهانی، به شیوه کلاسیک حضرت استاد بهزاد و تحولی که او در هنر پدید آورد، بپردازد. هنرمندان باید مبانی اصلی و کارهای اساسی استاد بهزاد را همواره مدنظر داشته باشند و آن‌ها را چراغ راه خویش قرار دهند. این‌ها اقداماتی است که ما باید انجام دهیم و خوشبختانه توانایی تحقق آن‌ها را داریم. با افتخار اعلام می‌کنم که ما این کارها را انجام خواهیم داد و در این راه، پای ما هرگز نخواهد لرزید. دستان ما برای نوشتن درباره او همواره آماده است، بوم ما همیشه رنگ دارد و پالت ما همیشه سرشار از رنگ است؛ همه به خاطر حضرت استاد بهزاد و هنر نگارگری.

ان‌شاءالله در آینده‌ای نزدیک، به بررسی و تشکیل پرونده‌های جدید خواهیم پرداخت؛ پرونده‌هایی که هم برای ارزش‌های تاریخی مستقل و هم برای ارزش‌های مشترک اهمیت دارند. آن‌هایی که دارای شایستگی و حق واقعی‌اند، به طور امانت‌دارانه حفظ خواهند شد. ان‌شاءالله دو سال دیگر، دوباره با شما و جهان در این موضوع گفتگو خواهیم کرد.

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاه شما پس از تایید مدیریت نمایش داده خواهد شد.